مسخ واقعیت و مسخ شخصیت Derealization;Depersonalization

مسخ واقعیت، نوعی تغییر و دگرگونی در ادراک و تجربه ما نسبت به دنیای بیرونی‌مان است به‌ نحوی که جهان پیرامون به نظرمان غیرواقعی می‌رسد. از دیگر نشانه‌های این اختلال فقدان خودانگیختگی در احساسات فرد نسبت به زندگی است.

مسخ واقعیت یا دگرسان‌بینی محیط، نوعی تجربه ذهنی نسبت به غیر‌واقعی‌ بودن محیط پیرامون‌مان است، در‌حالی که مسخ شخصیت یا دگر‌سان‌‌‌بینی خویشتن، نوعی تجربه ذهنی نسبت به غیر‌واقعی بودن هویت‌مان است.

اگرچه اکثر محققان کنونی به دگرسان‌بینی نسبت به محیط (مسخ واقعیت) و دگر‌سان‌بینی نسبت به خویشتن (مسخ شخصیت) به عنوان دو‌ سازه مستقل از هم می‌نگرند اما هستند کسانی که تمایلی به جدا دانستن این دو اختلال ندارند. هر چند باید اشاره کرد که خیلی اوقات علایم هر دو اختلال با هم نمایان می‌شوند. چرا که تجربه پدیدار شناختی نسبت به خود، دیگران و جهان یک کل به هم پیوسته می باشد.

زمانی که فرد به طور پیوسته و به طور مکرر علایم مسخ واقعیت و مسخ شخصیت را نشان می دهد در این حالت، تشخیص اختلال مسخ واقعیت و اختلال مسخ شخصیت داده می‌شود.

اما زمانی که علایم این دو حالت مسخ، به صورت موقت و گذرا و در برخی موقعیت‌های خاص ظاهر شوند اختلال محسوب نمی‌شود. که این حالات موقتی و گذرا معمولاً در شرایطی که فرد اضطراب، استرس و تنش روانی بالایی را تجربه می‌کند رخ می‌دهند.

این اختلال در حالت مزمن ممکن است ناشی از کارکرد غیر‌عادی گیجگاهی-پس‌سری مغز باشد. در این حالت انگار که فرد توسط حجابی نامرئی از جهان پیرامونش جدا شده‌ باشد. احساس جدا‌شدن و فاصله‌گرفتن از محیط و موقعیتی که در آن قرار گرفته است دارد. افرادی که دچار این حالت می‌شوند دایما” از یکنواختی و سکون هیجانی در زندگی شکوه می‌کنند.

واکنش عاطفی آنها نسبت به بازشناسی بصری افرادی که دوستشان دارند به طور چشمگیری کاهش می‌یابد. احساسات آشنا‌پنداری (déjà vu)، احساس‌ تجربه‌ یا آشنایى‌ قبلى‌ با شخص‌ یا مکان‌ جدید، و غریبه‌پنداری (jamais vu)، به یاد نیاوردن اشخاص و مکان‌هایی که آشنایی قبلی در خصوص آنها وجود داشته است، در این افراد بسیار رایج است. در این حالت مکان‌های آشنا به نظر غریبه، عجیب‌ وغریب و وهمی و خیالی می‌رسند.

چنین اختلالات ادراکی ممکن است به سایر حواس پنجگانه فرد نظیر حس چشایی، شنوایی و بویایی‌اش نیز سرایت کند. به این صورت که زمانی که فرد در حالت مسخ واقعیت قرار دارد یادآوری فرد مختل شده و کارکرد تشخیصی فرد موقتاً از کار بیفتد.

مسخ واقعیت همچنین در شرایطی که نگرانی و فشار دایمی بر روی فرد وجود داشته باشد به نحوی که فرد به هیچ عنوان قادر به کنترل و از بین‌بردن این شرایط دشوار نباشد معمولاً رخ می‌دهد.

چنین اختلالی باعث اختلال در عملکرد یادگیری فرد می‌شود. افرادی که از این اختلال رنج می برند جهان پیرامون‌شان را گویی که در یک صفحه تلویزیون در حال تماشا هستند می‌بینند. این احساس و سایر احساساتی که با این اختلال در ارتباط هستند به مرور زمان سبب ایجاد نوعی از خود‌بیگانگی در فرد شده و باعث می‌شود که بین او و دیگران فاصله افتد.

علل
گاهی این اختلال می‌تواند توام با شرایط عصب شناختی ناشی از صرع (به ویژه قطعه گیجگاهی) و میگرن رخ دهد. این اختلال همچنین می‌تواند علامت وجود اختلالات دهلیزی نظیر آماس گوش درونی (labyrinthitis) و vestibular neuronitis باشد.

مصرف بیش از حد حشیش، مواد توهم‌زا، برخی داروهای ضد‌افسردگی، کافئین و نیکوتین همگی می توانند علایمی مشابه مسخ واقعیت در فرد ایجاد کنند.

همچنین ترک یکباره الکل و بنزودیازپین‌ها می‌توانند چنین علایمی در فرد ایجاد کنند.

گاهی اوقات مسخ واقعیت نشانه وجود اختلالات خواب و برخی اختلالات روانی نظیر اختلال مسخ شخصیت، اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder)، اختلال دو قطبی (Bipolar Disorder)، اسکیزوفرنی (Schizophrenia)، اختلال هویت‌گسسته (Dissociative Identity Disorder) و اختلالات اضطرابی (Anxiety Disorders) است.

اما اصلی‌ترین علت مسخ واقعیت و مسخ شخصیت، اختلالات اضطرابی به ویژه حملات پانیک است. بنابراین چنانچه در موقعیت‌های خاصی دچار علایم مربوط به مسخ واقعیت و یا مسخ شخصیت می‌شوید احتمالاً دچار برخی اختلالات اضطرابی شده‌اید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *